نوشته ی عایشه حُر ، ترجمه ی کیوان حق نظری، برگرفته از انسان شناسی و فرهنگ

تقی الدین یا آنطور که همراه با سلسله ی اسلافش  نامیده  شده، سیّد تقی الدین محمّد بن معروف، بن  احمد، بن یوسف، بن احمد، بن امیرنصیرالدین منکوبرس ابن الامیرخمارتکین الاسدالعربین والا میر المجاهدین، پس از دومین ورود خود به استانبول، به تدریس در مدرسه ی ادرنه قاپی گمارده شد اما  به مصر باز گشت. ظاهرا او  انتظار  بیشتری از دربار عثمانی داشت و از این که  قدرش را ندانسته بودند، رنجیده بود.

ستاره شناس عثمانی، تقی الدین
تقی الدین افندی، سرشناس ترین ستاره شناس عثمانی به شمار می رود. به گزارش دو کتاب ریحانه الروح [i]و سدره المنتهی[ii]، اوفرزند یک خانواده ی ترک ساکن مصر بود  که در قاهره یا شام و در ۱۵۲۱ یا۱۵۲۶، تولد یافت و پس از بهره مندی  از استادان صاحب نام این دو شهر در فقه، حدیث و تفسیر،  برای تدریس راهی مصر شد. می دانیم که تقی الدین دو بار به استانبول رفته ولی ماندگار نشده و به مصر باز گشته است. گفته می شود که تقی الدین در جریان نخستین سفر ش به استانبول(۱۵۵۳؟)، با افراد صاحب فضلی از جمله قطب الدین زاده محمد افندی، نوه ی علی قوشچی سمرقندی، منجّمی که صد سال قبل به استانبول آمده بود، دوستی هایی برقرار نمود که موجب رشد علمی وی شده است. گفتنی علی قوشچیِ یاد شده، نخستین بنیانگذار فعالیت های نجومی در قلمرو عثمانی به شمار می رود.

تقی الدین یا آنطور که همراه با سلسله ی اسلافش  نامیده  شده، سیّد تقی الدین محمّد بن معروف، بن  احمد، بن یوسف، بن احمد، بن امیرنصیرالدین منکوبرس ابن الامیرخمارتکین الاسدالعربین والا میر المجاهدین، پس از دومین ورود خود به استانبول، به تدریس در مدرسه ی ادرنه قاپی گمارده شد اما  به مصر باز گشت. ظاهرا او  انتظار  بیشتری از دربار عثمانی داشت و از این که  قدرش را ندانسته بودند، رنجیده بود.

تقی  الدین د رمصر مورد حمایت عبدالکریم افندی که شغل قضاوت داشت، قرار گرفت. حامی یاد شده ، رسالات باقی مانده از ستاره شناسان قدیم، ابزار آلات نجومی و اطلاعاتی در مورد طرز ساخت این آلات، را در اختیار تقی الدین قرار داد و به این ترتیب، زمینه ی پرداختن وی به ریاضیات و نجوم، فراهم شد.

تقی الدین که تجربه و اعتبار بیشتری در زمینه ی نجوم به دست آورده بود، در ۱۵۷۰ دوباره به استانبول رفت. او در  1571، درپی وفات مصطفی چلبی منجّم باشی،    در منصب منجّم باشیِ دربار سلیم دوم قرار گرفت و به خواست دیرینه ی خود رسید. نخستین چیزی که از تقی الدین خواسته شد، اصلاح زیج الغ بیگ با رصد های جدید بود. او که با انجام این کار،  نظرمراد سوم که در ۱۵۷۴ بر تخت نشسته بود را به خود جلب نموده بود، ماموریت یافت تا رصد خانه ای بنا کند. کاری که نقطه ی عطف بسیار مهمی در ستاره شناسی عثمانی  به شمار می رفت.

آیا رصد خانه ی استانبول در  توپخانه واقع بوده است؟

در مورد تاریخ تاسیس و مکان احداث   رصد خانه ای که تقی الدین آن را  «دارالرصد الجدید» نامید، اختلاف نظر وجود دارد. از ۱۵۷۵ تا ۱۵۷۸ ، در  تاریخ تاسیس رصد خانه  گفته شده، اما آنچه مسلم است،  به توصیه ی سعادت الدین افندی که از دوران شاهزادگیِ پادشاه استاد وی  بود،   ده هزار سکه ی طلا به رصد خانه  اختصاص یافت و تیولی به میزانِ سه هزار سکه ی طلا ، در وجه تقی الدین مقرر شد.

همانطور که   نقاشی های کتاب  شمایل نامه ی مراد سوم و نیز کتاب آلات الرصدیه لزیج الشهنشاهیه که به همین پادشاه تقدیم شده است، نشان می دهند، در  رصد خانه، هشت رصد کننده و از جمله تقی الدین، چهار کاتب و چهار دستیار و در مجموع شانزده نفر به کار اشتغال داشته اند.درارتباط با  تنظیم جداول مربوط به رصدِ ماه و خورشید در رصد خانه ی استانبول،  حتی  اگر تقی الدین   جداول  مربوط به رصدِ خورشید را تکمیل کرده باشد هم،  می دانیم که او نتوانست جداول مربوط به رصدِ ماه را تکمیل کند.

 در ارتباط با محل استقرار رصد خانه، اطلاعات متقنی در دست نداریم، اما بر اساس  برخی از تصاویر کتاب «آتا تاریخ» و کتاب «حدیقه الجوامع» که نام مولفش بر ما پوشیده است، تخمین زده می شود که تقی الدین پیش از ساخت رصد خانه، مدت کوتاهی در برج گالاتا به کار رصد اشتغال داشته است.  نوشته های دونفر، یکی  «استفان گِرلاچ»(Stephan Gerlach)  که مابین سال های ۱۵۷۳-۱۵۸۱، در دوران سفارت« فُن اونگناد»(Von Ungnad) در استانبول،  کشیش سفارتخانه ی اطریش بود و یاد داشت های روزانه اش  در استانبول وی را به شهرت رساند، و دیگری  خلفِ  وی «سالومون شوایگر »(Salomon Schweigger)، حکایت از این دارند که رصد خانه بیرون از گالاتا، در باغچه ی عمارت «آندریاس گریتی» (Andreas Gritti) ونیزی قرار د اشته و تنها عبارت از یک چاه بوده است. خاطر نشان می سازیم که رصد خانه در  توصیفی که   دو نویسنده ی یاد شده ارائه داده اند، جای   چندان هیجان بر  انگیزی نبوده است.

گفتنی است هرچند اولیا چلبی( سده ی هفدهم) ، از«چرخِ رصد» در تفرجگاه منجّم باشی،  حوالی توپخانه در   سامسون خانه یاد می کند، «چرخِ رصد»  چنان که وی گفته در توپخانه قرار نداشته ، ولی محتمل است که  در حوالی منطقه ی تقسیم و یا آنطور که شرق شناس آلمانی آندریاس دیوید مورتمان(Andreas David Mortdmann)، که از ۱۸۴۶ تا زمان مرگش (۱۹۱۰) در استانبول زیست، ادعا نموده در «آیاس پاشا» واقع بوده باشد.

گفتنی است به احتمال قوی، اینکه نهاد رصدخانه،  عبور ستاره ی دنباله دارِ  1577  را برای دولت عثمانی موجب خوش یمنی دانست ولی  جنگِ ۱۵۷۸ با ایران، به رغم این پیش بینی  نتایج اندوه باری به بار آورد، در  تخریب رصد خانه موثّر بوده است. کاپیتانِ دریا، قلیچ علی پاشا در۲۱ اوجاکِ ۱۵۸۰، رصد خانه را به توپ بسته و نابود ساخت. در این ارتباط هرچند به طور قطع روشن است که نابودی رصد خانه به فرمان پادشاه  صورت گرفته، اما سند رسمی که نشان دهد،  نیروی دریایی  با شلیک توپ از دریا، این کار را انجام داده، در دست نداریم.  تقی الدین نیز به روایتی در جریان تخریب رصد خانه و به روایتی  در سال ۱۵۸۵ از دنیا رفته است.

برخی از منابع مورد استفاده :

. ریحانة الروح فی رسم الساعات علی مستوی السطوح.م. رک به:[i]

http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=3768

. سدرة منتهی الافکار فی ملکوت الفلک الدوّار.م. رک به: [ii]

http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=3768

Ref:Hür, Ayşe, Osmanl’ının astronomu Takiyüddin & İstanbul’daki rasathanenin yeri Tophane’de miydi?, ATLAS Tarih, pp.137-138, sayı: ۲۸, Ağustos -Eylül 2014.

۱- مقاله ای از دکتر پرویز ورجاوند، نویسنده ی کتاب مستطاب ” کاوش رصدخانه مراغه ” و سرپرست گروه کاوش رصدخانه مراغه

دکتر پرویز ورجاوند

دکتر پرویز ورجاوند – برای اطلاعات بیشتر در مورد زندگی دکتر ورجاوند، اینجا کلیک کنید.

این مقاله با عنوان ” کشف مجموعه علمی رصدخانه مراغه، یکی از معروف ترین مجموعه های علمی و نجومی شناخته شده در دنیای شرق ” در شماره ۱۸۱ مجله ” هنر و مردم ” به چاپ رسیده است. مقاله ۱۴ صفحه است و به همراه تصاویر، آنچه را که در جریان کاوش رصدخانه مراغه به دست آمده است، به خوانندگان معرفی میکند.

pdf-downloadبرای دانلود این مقاله در فرمت pdf و با حجم ۴٫۸ مگابایت اینجا را کلیک کنید.

 

۲- دومین مقاله که آن هم به بررسی های باستان شناسی و کاوش های صورت گرفته در محل تپه رصدخانه و معبد رصد داغی می پردازد، از دکتر جواد شکاری نیری است. این مقاله با عنوان ” کنکاش در بقایای رصدخانه مراغه، نخستین بنیاد علمی پژوهشی عصر ایلخانی ” در ۲۰ صفحه و با فرمت pdf قابل دانلود است.

این مقاله در مجله تاریخ و علوم اجتماعی، شماره ی بهار و تابستان ۱۳۸۵ چاپ شده بود.

pdf-download  برای دریافت این مقاله در فرمت pdf با حجم ۶۸۵ کیلوبایت اینجا را کلیک کنید.

 

۳- سومین مقاله ، نوشته ای است از ویلی هارتنر، با عنوان ” شناسایی آلات نجومی چمالوتینگ و رابطه آن ها با ابزار رصدخانه مراغه “

در این مقاله که دکتر ناصر کنعانی آن را ترجمه کرده اند، در مورد این که چمالوتینگ چه کسی است و رابطه ی ابزارآلاتی که او برای سلسله ی یوئن ساخته است، بحث هایی صورت می پذیرد. سپس ابزارآلات رصدخانه مراغه معرفی می گردد و با آلات نجومی چمالوتینگ مقایسه می شود.

pdf-downloadاین مقاله در ۵۲ صفحه، در فرمت pdf  و با حجم ۱٫۴ مگابایت قابل دریافت می باشد. اینجا کلیک کنید.

چند روز پیش، در حین وبگردی هایمان، برای یافتن یک برنامه ی تعاملی در ساخت مراکز علمی، به وبلاگ شخصی یک خانواده ی امریکایی برخوردیم، کریستین ( مادر خانواده ) در یک متن کوتاه، نوشته بود یک روز که برنامه ی خاصی نداشته اند و می خواستند که تنها وقتشان را پر کنند، به همراه پسرش آیدان ( که در تصاویر با او آشنا خواهید شد) به آسمان نمای ادلر رفته اند و به همراه تصاویر،برنامه ای که در آسمان نما داشته اند را شرح داده بود.

آسمان نمای ادلر، قدیمی ترین آسمان نما در ایالات متحده است، شاید بتوان گفت که هریک از برنامه هایی که در آنجا اجرا می شود احتیاج به چندین مطلب جداگانه برای معرفی دارد، بعدا در مطالب بیشتری، به معرفی خود آسمان نما و برنامه های آنجا و روش هایی که برای آموزش علم برای عموم دارند می پردازیم.

در این مطلب، فقط می خواهیم که با آیدان کوچولو همراه شویم و ببینیم که او چگونه چند ساعتی را در آسمان نما گذرانده است.

شاید دیدن این مطلب، و بقیه مطالبی که معرفی آسمان نماها و مراکز علم برای عموم در خارج از ایران است، تلنگری باشد برای مدیران دولتی مراکز علم برای عموم در ایران.

کریستین ابتدا تصور میکرده که حوصله ی پسرش در یک آسمان نمای قدیمی سر برود، اما آیدان با لذت تمام ۲ ساعت مشغول بازی و اکتشاف در سیاره ی ایکس بوده است.

سپس او در وبلاگشان توضیح داده که یک فیلم سه بعدی از رصدخانه های مدرن دنیا دیده اند که آن ها را با آخرین تکنولوژی هایی که در رصدخانه ها و علم نجوم به کار می رود آشنا کرده است، و در سالن های دیگر، راجع به منظومه شمسی، مریخ ، تاریخ نجوم و … آموخته اند. همچنین راجع به الگوبرداری و کاربردهای نجوم در زندگی روزمره هم چیزهایی یاد گرفته اند ( که خود کریستین از این بخش بیشتر خوشش آمده است. )

آسمان نمای ادلر، توانسته است یک روز بی برنامه ی یک خانواده را  به ۶ ساعت هیجان انگیز و آموزش دهنده تبدیل کند.

لینک منبع اصلی

 

تاریخچه
اگر اهالي يک منطقه به دنبال علومي چون اخترفيزيک يا اخترشناسي بودند، شايد رصدخانه اي شبيه اين داشتند. برج آينشتاين در شهر پستدام آلمان چيزي شبيه کوتوله ي کنجکاوي است که آسمان را از ميانه ي زمين کشف مي‌کند ولي در واقع نمونه‌ي زيبا از يک  معماري اکسپرسيونيست اوايل قرن بيستم است. با اين حال، درست مثل آن منطقه، تاريخش هم هميشه با آرامش همراه نبوده است.

Skizze zum Einsteinturm von Erich Mendelsohn

اسکچ های اولیه اریک مندلسن از برج آینشتاین

ايده‌ي برج آينشتاين (۱) به سال ۱۹۱۷ برمي‌گردد؛ در همان سال هم بنيان گذاري و وقف عام شد. در سال ۱۹۲۴ يعني سه سال بعد از اهداي نوبل به آينشتاين ساخت و ساز آن شروع شد و در همان زمان آلمان در شرايط تغييرات بزرگي بود. اين برج را معماری به نام اريک مندلسُن (۲)  طراحي کرد که در آن زمان يکي از سرشناس‌ترين معماران مدرن اروپا بود (تصويرش در اينجا به سال ۱۹۳۱ برمي‌گردد).

اريک مندلسُن

اريک مندلسُن

 او در آلمان بيش از هر چيز براي کارهاي معاصرش شناخته مي‌شد، ولي علاقه‌اش به اين دوران با مواردي چون علاقه به کوربوسيه و فان در روهه در هاله اي از ابهام بود. در این نوشته به يکي از بهترين آثارش مي‌پردازيم.

پُستدام در ۲۵ کيلومتري جنوب غربي پايتخت آلمان، برلين، قراردارد و برج آينشتاين بر روي يکی از بلندترين تپه‌هاي شهر به‌نام تلگرافنبرگ (تپه‌ي تلگراف) واقع شده. تقريباً برج کوچکي است ولي بناي جالبي دارد. ايده‌ي مندلسُن، سمبُلي به نشانه‌ي تجليل بزرگي ايده‌هاي آلبرت آينشتاين بود، ولي ساختمان همچنان در مرحله‌ي ساخت ماند تا اينکه به صورت موقتي نامش در زمان تسلط نازي در سرتاسر آلمان، به سال ۱۹۳۳ از يادها رفت و در جنگ جهاني دوم آسيب جدي ديد. مندلسُن در طرحش از انعطاف کاملي استفاده کرد که زاويه در آن وجود نداشت، گوشه‌ها گِرد و نرم هستند و بتُن براي اين کار بهترين گزينه بود؛ زيرا منحني در آن به بهترين شکل در مي‌آمد. ولي در آن زمان بتُن کم يافت مي‌شد و به ناچار بخش‌هايي از آجر ساخته شد. اين ترکيب به‌صورت يک اثر جالب با ترکيبي از گچ و سيمان، کار کرد. اين بنا همچنان يکي از بي‌نظيرترين ساختمان‌هاي قرن بيستم است.

برج آينشتاين در خود يک تلسکوپ خورشيدي فوق‌العاده را جاي داده که اخترشناسی به نام اروين فينلي-فرونديلش (۳) آن را طراحي کرده و ايشان هم شخصاً دستيار آينشتاين بود. در تصوير، نماي داخلي گنبد، سمت راست خورنگار، و سمت چپ آينه بازتابي باريکه‌ي نور را پايين برج مي‌بينيد.

نماي داخلي گنبد، سمت راست خورنگار، و سمت چپ آينه بازتابي

نماي داخلي گنبد، سمت راست خورنگار، و سمت چپ آينه بازتابي

آنچه مايه‌ي شکوه اين بناست، دعوت مندلسُن از آينشتاين براي بازديد و گرداندن ايشان در برج است. او مدت زيادي منتظر ماند تا يکي از مشهورترين دانشمندان آن زمان پا به اين بنا بگذارد. و منتظر ماند، و منتظر ماند… بعدها آينشتاين بالاخره با هيئتي از آن بازديد کردند و نظر آينشتاين اين بود: اُرگانيک! تا الان نمي‌دانيم منظورش دست‌انداختن بوده و يا تمجيد از بنا.

اروين فينلي-فرونديلش

اروين فينلي-فرونديلش

يکي از طنزآميزترين نکات اين بنا، درآميخته بودن زندگي شهروندي آلماني در آن زمان با آن است. سه نام درهم‌تنيده با  در آن زمان، فينلي-فروندليش، مندلسُن و آينشتاين همگي بايد آلمان را دهه‌ي ۱۹۳۰ ترک مي‌کردند، چون دودمانشان يهودي بود. گزارشي به‌دست آمده که نماد آينشتاين در برج در دوره‌ي نازي‌ها بايد ذوب مي‌شد، ولي بعد از جنگ ۱۹۴۵ تأييد شد که کارگراني در برج پنهان شده بودند. اين بنا با بمباران‌هاي متوالي آسيب ديد، و بايد دوباره بازسازي مي‌شد. بازسازی مجدد در سال ۱۹۹۹ يعني جشن ۷۵ سالگي بنا، اجرا شد.

حدود سال ۱۹۱۱ آينشتاين بر روي نظريه نسبیت عام کار ميکرد. يکي از پيش‌بيني‌هاي اين نظريه برآن بود که بايد انتقال طيفي کوچکي در خطوط طيف بر اثر ميدان گرانشي خورشيد ديده شود. امروز اين اثر را انتقال به سرخ مي‌شناسيم. و کاربري برج طوري طراحي شد که اين پديده را تأييد کند. ديري نگذشت که مشخص شد، نفوذ گرانشي خورشيد در طيف الکترومغناطيس و اثر انتقال به سرخ دشوارتر از آن است که برج آينشتاين براي آن برنامه ريخته بود. در نتيجه، اثرات برون جوي خورشيد و رفتارهاي آن مورد بررسي قرار گرفت. تا دهه ۱۹۵۰ انتقال به سرخ خورشيدي ديده نشد. میدان‌هاي مغناطيسي خورشيدو رفتارشان، به هدف اصلي برج آينشتاين تبديل شد.

بيشتر مردم مي‌دانند که آينشتاين چه سرنوشتي داشت. او بايد براي ادامه کار و زندگي به آمريکا مي‌رفت. ولي مندلسُن و فينلي-فروندليش چه؟ هر دو به‌دليل جريان ضدسامي‌گرايي (ضديهود به‌طور خاص) (۴) در دهه ۳۰  آلمان را ترک کردند. ولي چه اتفاقي برايشان افتاد؟ مندلسُن (سمت چپ در عکس) در سال ۱۹۳۳ در بريتانيا، و به‌طور غيرمنتظره‌اي به آمريکا رفت. او در کنار ديگراني، به ارتش آمريکا در ساختن دهکده‌اي آلماني کمک کرد. اين هم روشي بود که ارتش آمريکا براي رسيدن به بمب در سال‌هاي ۱۹۴۴ و ۱۹۴۵ دست به انجامش زد. مندلسُن در سال ۱۹۵۳ فوت کرد.

و اما امروز…

برخلاف کشورهاي عقب افتاده، در کشورهاي پيشرفته وقتي کاربري يک بنا يا مکان با هدف آن در توازن نيست، و يا مانند موردي که اشاره شد، خطوط طيفي تأثير گرفته از گرانش ديده نشد، اين بنا تخريب نشد تا به تفريح‌گاهي آلوده به زباله و يا منازلي چند طبقه تبديل شود. آلمان کشوري ست که قدمت علوم در آن آنقدر هست که مي‌توان ادعا کرد علم مُدرن پايه و اساسي محکم جز اين کشور ندارد. بنا به تاريخچه‌اي که ذکر شد بنا مطابق تصاويري که از مؤسسه‌ي لايبنیتز مي‌بينيد به شيوه‌اي سنتي بازسازي و امروز يک رصدخانه‌ي خورشيدي است. رصدخانه‌هاي خورشيدي مطالعه‌ي گسترده‌اي روي خورشيد به عنوان يک ستاره‌ي نمونه دارند. از ميدان‌هاي مغناطيسي تا لايه‌هاي مختلف ستاره، و فرايندهاي هسته‌اي داخل ستاره، تحول آن و موضوعات متنوعي که يک اخترفيزيکدان هسته‌اي و پلاسما بايد بداند.

دانشگاه برلين در برخي از موضوعات هم با اين مؤسسه همکاري دارد. بسيار از اين برج به عنوان رصدخانه خورشيدي پروژه‌‌هاي مرتبط خود در مقاطع کارشناسی ارشد، دکترا و فوق دکترا استفاده مي‌کنند. اين برج که به رصدخانه هابيت‌ها هم بين عده‌اي معروف شده، بازديد عموم هم دارد. علت اين نام عام به رصدخانه شمايل خانه‌هايي ست که در اسکاتلند مي‌توان يافت و کوتوله‌هايي که در داستان‌هاي تالکين هم نقشي اساسي در رسيدن به آن حلقه‌ي کليدي بازي مي‌کنند. دانشگاه پُستدام ارگان اصلي برنامه‌ريزي کننده‌ي آموزشي و استفاده از اين مرکز علمي است.

برج آینشتاین معروف به رصدخانه هابیت

برج آینشتاین معروف به رصدخانه هابیت

اين رصدخانه به‌طور خاص، روي موضوعاتي چون، مناطق فعال خورشيدي، و تحليل قطبش نور که اندازه‌گيري ميدان مغناطيسي را سبب خواهد شد، و همينطور اندازه‌گيري سرعت‌هاي شعاعي سطحي (نورسپهر) تمرکز دارد. امکانات آن کاملاً به روز شده و جزو مهم‌ترين رصدخانه‌هاي خورشيدي اروپا محسوب مي‌شود. برج آينشتاين امروز جزئي از مؤسسه‌ي اخترفيزيک لايبنيتز (۵) در پستدام و رصدخانه‌ي بابلزبِرگ (۶) است. تپه‌ تلگراف که محيط آن براي هواشناسي و تحقيقات قطبي هم مورد استفاده قرار مي‌گيرد، ميزبان رصدگران خورشيد است.

تلسکوپ خورشیدی با کانونی بسیار طولانی که طرح خاص رصدهای خورشیدی است، و آبنه اي ۶۳ سانتی‌متری  بعد از جنگ جهانی دوم تاکنون فعال بوده است. با بهينه کردن تلکسوپ طيفي با توان تفکيک خطوط تا ۱۰ به توان ۶ و در شرايط بد آب و هوايي به نسبت روزهاي آفتابي و صاف، ۱ تا ۲ اينچ تفکيک مي‌کند.

پانوشت ها :

۱٫ يا به آلماني Einsteinturm

۲٫ Eric Mendelsohn

۳٫ Erwin Finaly-freundlich

۴٫ جريان ضدسامي‌گرايي در واقع ايده‌ي حکومت نازي در ريشه‌ي آريايي و عدم تمايل به اختلاط و ارتباط با سامي‌ها بود، که مردمان خاورميانه، اعم از يهوديان، و عرب‌ها و آرامي‌ها، کلداني‌ها و نبطي‌ها و چند قوم ديگر، چون آشوري‌ها تلقي مي‌شدند.

۵٫ Leibniz-Institut für Astrophysik Potsdam (AIP)

۶٫ Babelsberg Observatory

گالری تصاویر

منبع تصاویر وب سایت زیر بوده است :

http://www.aip.de/image_archive/Telegrafenberg_Observatory.Einsteinturm.html

 

هتلی در شمال کشور شیلی با نام Elqui Domos که مخصوص رصدگران آسمان شب طراحی و ساخته شده است.

شمال شیلی یکی از بهترین مکان های روی زمین برای مشاهده ی آسمان شب می باشد.

تلسکوپ های کوچک عمومی

تلسکوپ های کوچک عمومی

هتلی برای رصدگران آسمان شب

هتلی برای رصدگران آسمان شب

هتلی برای رصدگران آسمان شب

هتلی برای رصدگران آسمان شب

هتلی برای رصدگران آسمان شب

هتلی برای رصدگران آسمان شب

هتلی برای رصدگران آسمان شب

رصد با تلسکوپ های کوچک بازتابی

هتلی برای رصدگران آسمان شب

هتلی برای رصدگران آسمان شب

هتلی برای رصدگران آسمان شب

هتلی برای رصدگران آسمان شب

پنجره ای به آسمان

پنجره ای به آسمان

خوابیدن در زیر آسمان پر ستاره

خوابیدن در زیر آسمان پر ستاره

هتلی برای رصدگران آسمان شب

هتلی برای رصدگران آسمان شب

هتلی برای رصدگران آسمان شب

هتلی برای رصدگران آسمان شب

هتلی برای رصدگران آسمان شب

هتلی برای رصدگران آسمان شب

هتلی برای رصدگران آسمان شب

هتلی برای رصدگران آسمان شب

هتلی برای رصدگران آسمان شب

هتلی برای رصدگران آسمان شب

هتلی برای رصدگران آسمان شب

هتلی برای رصدگران آسمان شب

یک تلسکوپ اشمیت – کاسگرین سلسترون ۱۴ اینچ به عنوان رصدخانه ی اصلی  به همراه تعداد زیادی تلسکوپ های کوچک ، این مجموعه را به بهشتی برای منجمان آماتور تبدیل کرده است.

رصدخانه به همراه تلسکوپ سلسترون

رصدخانه به همراه تلسکوپ سلسترون