تلسکوپ: یک جهش ژنی در نوع بشر

مصطفی یاوری آیین مرداد ۶, ۱۳۹۴ ۱
تلسکوپ:  یک جهش ژنی در نوع بشر

قبل از تلسکوپ هم بشر به آسمان نگاه می کرد و اتفاقا توانسته بود انقدر اطلاعات از آسمان بدست بیاورد که در خیلی از موارد با خواندن و دانستن آن ها شگفت زده می شوید.

اما چیزی که میخواهم درباره اش بنویسم، تلسکوپ به عنوان یک ابزار و تاثیر آن بر نوع بشر است.

بگذارید از عقب تر شروع کنم، قبل از تلسکوپ، ابزارهای منجمان چه چیزهایی بود؟ به طور خلاصه ابزارهایشان به دو دسته تقسیم می شد، یا ابزارهایی برای اندازه گیری دقیق تر بودند، ( بیشتر اندازه گیری دقیق تر زوایا و فاصله ها ) مانند ربع جداری، و یا این که ابزارهایی بوده اند برای افزایش دقت و سرعت محاسبات، مانند اسطرلاب.

احتمالا از حدود ۲٫۵ میلیون سال پیش، انسان ماهر ( ترجمه ای است از Homo habilis ) از نوعی ابزارهای ساده ی سنگی استفاده می کرده است، و حدود ۵۰ هزار سال پیش، ابزارهایی واقعی ساخته شدند! ابزارهایی که امروزه می دانیم برای یک کارکرد خاص و کمک به بشر ساخته شده اند، چیزهای ساده ای مثل چاقو، تبر ( با تبرهای امروزی مقایسه اش نکنید ) و امثالهم. (۱)

وجه اشتراک تمام ابزارهای بشری، در این بود که به انسان کمک می کردند سریع تر، راحت تر ، کم انرژی تر و خیلی تر های دیگر، به اموراتش بپردازد. از چرخ بگیرید تا اهرم.

تمام ابزارها، تا قبل از تلسکوپ، به کمک انسان می آمدند تا با دنیا بهتر و راحت تر کنار بیاید، بهتر شکار کند، سریع تر به مقصدش برسد، راحت تر روی آب برود، راحت تر پرواز کند! و خلاصه از دنیا لذت بیشتری ببرد.

اما تلسکوپ هیچ کدام از این ها نبود، اصلا چیز دیگری بود. تلسکوپ ابزاری بود که یکی از حواس انسان را، و اتفاقا اصلی حسی که انسان دنیا را از راه آن می شناخت، متحول کرده بود. در ضمن، تلسکوپ بر خلاف بیشتر ابزارهای قبلی خودش، کمک محاسباتی، یا کمک یدی به بشر نمی کرد. تنها دنیایی را در پیش روی بشر نمایان می کرد، که علی القاعده بشر نمی بایست حق دیدن آن را داشته باشد.

انسان بدون آن که تغییری در سایز بدن اش، اندامش، مغزش، سبک زندگی اش ایجاد شود، صاحب یک چشم غول پیکر شده بود که چیزهای عجیبی از دنیا را نشانش می داد. چیزی مانند یک جهش ژنی بسیار عظیم که تنها در یک نسل اتفاق افتاده باشد.

البته قبول دارم که تلسکوپ های گالیله ( گالیله تنها یک تلسکوپ کوچک با بزرگنمایی ۱۰ برابر نداشت، بلکه یک کارگاه بزرگ تلسکوپ سازی داشت و تعداد زیادی تلسکوپ با بزرگنمایی های بیش از ۳۰ برابر به بزرگان، اشراف و مجالس هدیه می کرد یا می فروخت ) هیچ کدام چشم غول پیکری بر اندام بشر نبودند، و با آن استقرارهای لرزان و عیوب اپتیکی شان بیشتر مانند این بودند که یک غول دارد از ته یک استکان به دنیا می نگرد.(۲)

اما انگار رابطه ی بشر با ابزار، حتی اگر آن ابزار خیلی خوب هم کار نکند، با خودش نوعی از سرکشی را به همراه می آورد، آن جمله ی منتسب به ارشمیدس را به یاد بیاورید : تکیه گاهی به من بدهید تا زمین را جا به جا کنم! تازه ابزارِ ارشمیدس در بهترین حالت تفاوتی با یک چوب بلند ندارد! اما داشتن همین اهرم و دانش استفاده از آن انقدر ارشمیدس و احتمالا تمامی معلمان ما را، که با غرور آن جمله را تکرار می کردند، غره کرده که در خودشان توانایی جابه جا کردن زمین را می بینند. (۳)

ابزار جدید، توانسته بود چشم بشر را بر روی دنیایی بگشاید که پیش از آن، تکامل اجازه نداده بود بشر آن را ببیند، تا پیش از اختراع تلسکوپ، رصدخانه ی تیکوبراهه، به قدری در اندازه گیری حرکت اجرام در آسمان دقت داشت که منجر به قوانین سیاره ای کپلر شده بود. یا ستاره شناسان مسلمان توانسته بودند دقت تقویم های خورشیدی را تا حدی باور نکردنی بالا ببرند، ابزارهایی مانند اسطرلاب و یا آلماناک های دقیق نجومی، می توانستند آسمان را با دقت شبیه سازی کنند. اما تقریبا همه ی علم بشری در رابطه با آسمان همین جا متوقف شده بود. بشر نمی دانست که آسمان چگونه و از چه چیزی ساخته شده. تکامل چشم انسان تا همین حد بود و بیشتر از آن بر عهده ی مغزِ متافیزیک‌بافِ بشری بود!

کیهان شناسی ( در معنای عام و قدیمی آن ) یک اتفاق انسانی بود ( و هست ). کیهان شناسی نوع نگاه انسان است به دنیا، و نوع نگاه انسان به دنیا از مردمک ۳ الی ۶ میلیمتری چشم اش اتفاق می افتد. تغییر کردن مردمک چشمِ انسان، نوع نگاه او را عوض می کند و تغییر نوع نگاه او، کیهان شناسی متفاوتی را می طلبد که البته آن روز کشف نشد! (۴)

مزیت دیگر تلسکوپ این بود که کاربری اش مانند تکنولوژی های دیگر نیازی به آموزش خاصی نداشت و تنها کافی بود که چشم فرد پشت آن قرار بگیرد. به همین خاطر انتقال آن به نسل بعدی شبیه به انتقال یک ژن بود، البته ژنی که روز به روز پیشرفت می کرد و با هر بار انتقالش یک موتاسیون عظیم را از سر می گذراند.

 SKA Telescope : Square Kilometer Array

SKA Telescope : Square Kilometer Array

تلسکوپ ها به زودی انقدر پیشرفت کردند و حجم داده هایی که از جهان ثبت می کردند به قدری زیاد شده بود که دیگر توانایی پردازش داده های ثبت شده توسط آن ها ، کار راحتی نبود و حتی شاید بتوان گفت که غیر ممکن بوده است. همان طور که می دانید امروزه حجم داده هایی که توسط تلسکوپ ها ذخیره می شود بسیار بیشتر از توانایی پردازش رایانه های فعلی است. و بسیاری از داده ها بلااستفاده باقی می ماند. (۵)

البته این مورد را دروغ گفتم، یا بهتر بگویم همان جملات تکراری ای را گفتم که بسیاری از کسانی که با مفاهیم داده‌کاوی آشنایی ندارند در مورد استفاده و پردازش داده های تلسکوپ ها به کار می برند. واقعیت این است که نیازی به پردازش تک تک داده ها توسط پروسسورها وجود ندارد. یا این که برای پردازش داده ها نیازی نیست که یک بار تمامی داده های ثبت شده توسط تلسکوپ ها خوانده شوند.

دیتاسنترها، تمامی داده ها را ذخیره می کنند و با توجه به سوالاتی که مطرح می شود، پاسخ های مناسب و مرتبط را از تمامی داده های ذخیره شده پیدا می کنند و تنها به پردازش داده های مورد نیاز از انبوه داده ها می پردازند. حتی با اضافه شدن هوش مصنوعی، داشتن دیتاسنترهایی که با توجه به داده هایشان، سوالات جدیدی طرح کنند نیز شدنی است.

سوالات جدید، یعنی فلسفه ی جدید، و فلسفه ی جدید یعنی انسانِ جدید. و این با ابزارِ جدید ممکن شده است.

پیشرفت تلسکوپ ها، تنها در جهت بزرگ شدنِ قطر و در نتیجه توان تفکیک بالاتر نبود. آن ها حتی به سمت طول موج های دیگر هم رفتند و به دنیا نگاهی انداختند که ما تا پیش از آن حتی کورسویی از آن را هم نمی دیدیم. نمی دانم آیا می توان آن را معادل حس جدیدی دانست یا چون همچنان از امواج الکترومغناطیس استفاده می کنیم و فقط به سمت طول موج های دیگری رفته ایم، نوع دیگری از دیدن، یا دیدن کامل تری است. اما به هر حال، ما جهان را در طول موج های دیگری می بینیم که پیشتر تکامل به ما اجازه نداده بود آن طول موج ها ببینیم.

همانگونه که حداقل چند هزار سال طول کشید تا دنیای با چشمانِ غیر مسلح را کامل ببینیم و بتوانیم روابط بین آن را کشف کنیم تا به آلماناک ها و قوانین سیارات کپلر برسیم، هنوز بایستی دنیای جدیدِ تلسکوپی را ببینیم و مشاهداتمان را ثبت کنیم تا بتوانیم دنیای انسانِ جدید را فرموله کنیم. دنیای انسان جدید پر از ابزارهایی است که نقص های تکاملی اش را پوشش می دهند و حواس جدیدتر – دقیق تری برایش به ارمغان آورده اند. حواسی که درک انسان از هستی را تغییر می دهد. تلسکوپ این افتخار را دارد که همواره به عنوان یکی از اولین ابزارهایی باشد که نه برای بهتر کنار آمدن با دنیا، بلکه برای ساخت دنیایی جدید با انسان همراه شده است.

licquorice-black

پانوشت ها :
۱) به این مدخل ویکی پدیا مراجعه کنید و اطلاعات بیشتری راجع به تکامل انسان بدست بیاورید.

۲) شاید جالب باشد بدانید که بسیاری از دانشمندان هم دوره ی گالیله، نتوانستند از پشت تلسکوپ گالیله، ۴ قمر مشتری را ببینند، شاید مهم ترین دلیلش این بود که استقرار تلسکوپ بسیار لرزان بود ( کسانی که با تلسکوپ های کوچک آماتوری کار کرده اند، این موضوع را تجربه کرده اند ) و عدسی هایش هم چندان مرغوبیتی نداشتند، همچنین چشمی تلسکوپ هایش، یک عدسی تنها بود و هنوز چشمی های پیشرفته ی امروزی ابداع نشده بودند.

۳ ) برای دانستن این که چرا نمی شود با یک چوب هرچقدر هم که بلند باشد و نیروی یک انسان معمولی حتی ذره ای زمین را تکان داد این نوشته را بخوانید.

۴ ) ریچارد داوکینز در این سخنرانی در تد به نحوی شایسته این ایده را شرح و بسط می دهد.
( می توانید زیرنویس فارسی آن را فعال کنید و ویدئو را با زیر نویس فارسی ببینید.)

۵ ) البته می توان مشکلات دیگری را هم متصور شد. به عنوان مثال این دو نوشته را ببینید : ۱ و ۲

یک دیدگاه »

  1. امیر حسین آبان ۱۸, ۱۳۹۴ at ۸:۴۴ ق.ظ - پاسخ

    چه متن خوب و عجیبی.

فرستادن دیدگاه »